عبد الحسين بينش
138
آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى ( فارسي )
تأثير اسلام و به ويژه قرآن كريم بر محتواى ادب پارسى بس ژرف و گسترده است . پس از اسلام ، ادب پارسى جلوهگاهى شد از تلفيق معانى عميق و دقيق قرآنى با ذوق سرشار و لطيف ايرانى . اين درست است كه ايرانيان در پديد آوردن و تنظيم اصول و قواعد زبان عربى سهمى بسزا داشتهاند و بسيارى از مورخان ، فقيهان ، محدثان و مفسران فارسى زبان آثارشان را به زبان عربى مىنگاشتهاند ، اما زبان عربى ، به عنوان زبان ذوق و احساس در ميان پارسىسرايان و پارسىنويسان اقبال چندانى نيافته است ؛ و آنان كوشيدهاند تا با استفاده از غناى زبان فارسى مفاهيم آسمانى دين اسلام را به زبان خود بازگويند و چنان جلوههايى از ذوق سرشار خود را به نمايش بگذارند كه در نوع خود بىمانند است . نگاهى به دواوين شاعران بزرگ زبان پارسى ، همچون رودكى ، فردوسى ، ناصرخسرو ، انورى ، سنائى ، نظامى ، مولانا جلالالدين محمد بلخى ، سعدى و حافظ و نويسندگانى همچون ابوالفضل بيهقى ، امام محمد غزالى ، نصرالله منشى ، خواجه نصيرالدين طوسى و ديگر ستارگان ادب پارسى مؤيد اين معناست كه قرآن و حديث براى آن بزرگان همچون سرچشمهء الهام خلق معانى بلند و دقيق اخلاقى و عرفانى تلقى مىشده است . فعاليت : نمونههايى از تجلى قرآن و حديث در ادبيات فارسى را ذكر كنيد ؛ و نام اثر هر يك از شاعران مذكور در اين درس را بنويسيد . اسلام زبان فارسى را به سوى تحولى عظيم سوق داده است ؛ و آثار ادبى ايران پس از اسلام از چنان غنايى برخوردار است كه به هيچ روى با پيش از آن قابل سنجش نيست . نتيجهگيرى سرزمين ايران در ميان سرزمينهايى كه به اسلام گرويدهاند ، از جنبههاى گوناگون فرهنگى ، سياسى ، اجتماعى و تمدنى موقعيتى بس ممتاز داشته است . تعاليم اسلامى در خاطر ايرانيان مقبول و پسنديده افتاد ، چرا كه خود در دوران پيش از اسلام با آموزههاى دينى آشنا بوده و آنها را نزد خود بيگانه نمىيافتند . تمدن كهن ايرانى زمينهاى شد كه بذر ايمان و اعتقاد اسلامى در آن